جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
306
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خود مشورت كند : « و امرهم شورى بينهم » - كار و بناى آنان مشورت بين خودشان است . « 1 » و اين حاكم اختيارات نامحدود در ملك و مال و قانون ندارد ، بلكه حقوق محدود او نيز تا وقتى قابل احترام است كه در حفظ عزت و احترام مردم و در جلوگيرى از هرگونه اتلاف و تضييع حقوق توده ، كوشا باشد . اسلام در مسئله نظارت و حق ملت در امر حكومت و حاكم ، فقط به اين مقدار اكتفا نمىكند و در اين حد نمىايستد ، بلكه از آن پا فراتر نهاده و به تحريك ستمديدگان و بينوايان بر ضد كسانى كه به آنان ظلم كرده و آنان را بدبخت نمودهاند ، مىپردازد . « 2 » اسلام آنهايى را كه بدبختى و اهانت را بپذيرند و حقوقشان از دستشان برود و سهم و بهره آنان مورد تجاوز قرار گيرد و نتيجه زحمت و كار آنها مورد استثمار قرار گيرد و بر آنها ظلم و ستم شود ، به كيفر و
--> ( 1 ) قرآن مجيد . . . و در آيه ديگرى مىفرمايد : « وشاورهم فىالامر » - در كارها با مردم به مشورت بپرداز . م ( 2 ) در زمان غيبت ، مانند زمان ما ، مسئله حكومت مربوط به همه مسلمين است ، براى اينكه در حكومت اسلامى ، قانونگذار « خدا » است و مجرى قانون - اگر پيغمبر و امام نباشد - از طرف مردم تعيين مىشود ، ولى رئيس حكومت در عين اينكه موظف به حفظ قوانين اسلامى و عدم تغيير آنها است ، در اوضاع روز و مشكلات داخلى و خارجى بايد « مشاوره » كند و خود مردم هم بهعنوان « نظارت ملى » - امر بهمعروف و نهى از منكر - در كارها دخالت و نظارت خواهند داشت ( براى تفصيل به تفسير بزرگ الميزان ، جلد 4 ص 132 رجوع شود ) . از نظر اسلام اطاعت رئيس حكومت تا وقتى ضرورى است كه مطابق قوانين اسلامى در راه بسط عدالت اجتماعى و اقتصادى و از بينبردن ظلم و تعدى و برقرارى عدل و داد كوشش كند و در غير اينصورت ، اطاعت وى از گردن مسلمانان ساقط مىشود . . . م